[hefanews.ir]توسط : مدیر سایت
مدتی است که تلویزیون ما از جلوه های بصری غیرمادی انباشته شده است . کارگردانان عزیز ، بسیار زحمت کشیده اند تا بهشت را با انسانهای زیبا و خندان و جهنم را با صورتهای جذامی و سوخته و برزخ را با انسانهای سرگردان در طوفان و شیطان را با چهره ای گاه زیبا و گاه وحشتناک که می تواند در کالبد هرکس که می خواهد فرو رود ، تصویر نمایند .
چندین دهه ی قبل نیز سینمای جهان موجودات فرا زمینی را به خود دیده بود اما به تدریج این نمادها رو به فراموشی گذاشتند و در سالهای اخیر شاهد چندانی برای این تصویر گری سراغ نداریم . اما تلویزیون ما اینک عرصه تاخت و تاز جنها و پریان شده است . کارگردان عزیز در سریالش ، چند نفر را به تصویر می کشد و مانند همیشه یا آنها را چنان منفی نشان می دهد که روی هر شیطانی را سفید می کنند و یا چنان خوب که دیگر زبانم لال نیازی به پیامبران به نظر نمی رسد . حال سؤال اصلی اینجا است : مگر ملاک های ما برای تشخیص عاقبت انسانها با ملاک های الهی یکسانند ؟ آقای کارگردان فراموش کرده اند که قضاوت تنها به عهده پروردگار است ؟
سالها پیش در این دیار فیلمی به نام " شب نشینی در جهنم " ساخته شد که اگر مقتضیات آن زمان را با اکنون در نظر بگیریم ، هیچ تفاوتی بین بهشت و جهنم در آن فیلم و بهشت و جهنم در سریالهای امروزی موجود نیست . کارگردان امروزی برای جهنم ، موسیقی غربی به کار برده که در آن فیلم نیز دقیقاً چنین بود . به راستی جناب کارگردان ، شما چگونه پی بردید که موسیقی غربی ، جهنمی و موسیقی اصیل ، بهشتی است ؟ اگر تجربه ی کشف و شهود دارید ، لطفاً به ما هم بگویید .
در حالیکه می توان از هنر به عنوان وسیله ای برای اشاعه ی فضایل انسانی بهره برد ، تصویر کردن موجودات بد شکل و شمایل چه حاصلی خواهد داشت ؟
اگر مخاطبین این سریالها تنها به واسطه ی دیدن آتش و جهنم و شیطان بخواهند اعمال خداپسندانه انجام دهند ، این امر فضیلت نیست بلکه اگر انسان به خداوند عشق بورزد و خالقش را دریایی از مهر بی کران بداند ، هیچگاه غوطه ور بودن در این دریای لطف را به هیچ قیمتی از دست نمی دهد .
او چون اشرف مخلوقات رفتار خواهد کرد نه به این خاطر که به بهشت برود و نه از این بابت که از جهنم می ترسد بلکه از این بابت که مبادا لطف الهی را از دست بدهد و مطابق رضای الهی عمل نکند .
سالیان سال برنامه سازان کوشیده اند تا خودشان را انسانهایی نیک و هر که با آنان موافق است را برادر و هرکه با آنان مخالف است را دژخیم جلوه دهند . اندکی بیندیشیم ، چگونه است که باورها و اعتقادات مانند مد لباس تجدید می شوند . از چند سال قبل ، شیشه و بدنه ی خودروها را شعارهای مذهبی پر کرده است . به راستی محل ادای دین به انسانهای کامل که در تاریخ بشری چون مروارید می درخشند ، شیشه ی خودروی ما است ؟ خودرویی که هر روز معابر غبار آلود و دود گرفته را طی می کند ؟
تازه برخی از دوستان چنان عباراتی را به کار می برند که گویی از شرافت انسانی خویش بی خبرند . بنده و مرید فردی برجسته بودن – آن هم در جای صحیح خودش – بسیار پسندیده است ولی سگ و گدا بودن به راستی بیانگر کدام فضیلت است ؟
نگارنده معتقد است گاهی راهی بهتر از آنچه ما برگزیده ایم ، وجود دارد . راهی پاکتر ، بی هیاهوتر و انسانی تر . یادمان باشد که اندیشه اولین خلقت الهی است و پناهگاهی ایمن که تند بادهای خرافه و اوهام بنیادمان را بر نیندازد . مولانای گرامی چنین فرموده است :
جمله ادراکات بر خرهای لنگ
حق سوار باد پران چون خدنگ
جنبش برابری حقوق انسانی